پیام نسیم
حضرت حافظ فرماید: فیض روح القدس ار باز مدد فرماید/ دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می‌کرد 
نظر سنجی
ان شاءالله برای سال آینده ، کتاب عربی هفتم و هشتم به کدام بخش بیشتر توجه شود؟






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
لینک های ویژه

به نام خدا

اگه بادقت به این پوسترفیلم نگاه كنید مادررا درچه نقشی می بینید؟

مدتیه که تصمیم داشتم مطلبی درباره آلبوم بسیارزیباوهنرمندانه شب سکوت کویر جناب استاد شجریان بنویسم ولی به دلائلی هربارتاخیرشد،داشتم آماده می شدم که اتفاقی منو وادار کرد برم سراغ نوشتن مطلبی درباره فیلم مادر که فکرکنم بارها وبارها دیدنش ارزش داره.اون اتفاق هم ازیه تلفن شروع شد.دوسه روز پیش مادرم اشتباهی شماره منو گرفته بود وصدای زنگ موبایل که دراومددنیاروسرم خراب شد.بدبه دل راه ندید،آهنگی که برای شماره ایشون گذاشتم آهنگ پایانی فیلم مادرهست سریع بلندشدم وبه طرف ایشون که45کیلومتری ازما دور هست به راه افتادم هرچندروز قبلش اونجابودم. دلیل دیگه هم این که یکی دوهفته پیش پانزدهمین سال خاموشی علی حاتمی بود(برروی سنگ قبرش این جمله ازفیلم دلشدگان رانوشتند:آیین چراغ خاموشی نیست) ادامه مطلب راكلیك كنید

فیلم مادر ازاون فیلم هایی است که بنده بارهادیدم وهربارنکته تازه ای در اون پیداکردم اگه اغراق نکنم بالای 50 باردیدمش.حداقل دوباردرهمین هفته آخه فیلم های مرحوم حاتمی کلکسیونی ازهنروادبیات وموسیقی وتاریخ وجامعه شناسی وانسانیت ونوع دوستی است واین برمی گرده به نوع نگاه ایشان به جامعه ایرانی.علی حاتمی رابادوعنوان می شناسند وهردو هم دقیق ودرست است: سعدی سینمای ایران وشاعرسینمای ایران که اگربادیالوگ ها آشناشویداین راتأیید می کنید.

البته بنده نه ازسینما چیززیادی می دونم ونه از موسیقی وتاریخ وجامعه... ولی درحدبرداشت های خودم وازنظر اون حسی که فیلم به شخص منتقل می کنه مطالبی راخواهم نگاشت ودرحدضرورت ازنوشته های دیگران هم استفاده خواهم کرد.

بیوگرافی علی حاتمی:(تولد: ۲۳ مرداد ۱۳۲۳در تهران خاموشی ۱۵ آذر ۱۳۷۵ در تهران) حاتمی در جایی متولد شد شبیه همان جایی که رضا خوشنویس در هزاردستان به ‏مفتش آدرس می‌دهد؛ خیابان شاهپور، خیابان مختاری، کوچهٔ اردیبهشت.‏)

عكسی از مرحوم حاتمی یك سال قبل از درگذشت

امامشخصات عوامل اجرایی فیلم:

نویسنده،کارگردان،طراح صحنه و لباس :مرحوم علی حاتمی

موسیقی بی نظیر متن فیلم: ارسلان کامکار

نقش مادر: رقیه چهره آزاد

نقش محمد ابراهیم: با بازی محمدعلی کشاورز

نقش ماه منیر: با بازی فریماه فرجامی

نقش غلامرضا: با بازی اکبر عبدی

نقش جلال الدین: با بازی امین تارخ

نقش ماه طلعت: با بازی اکرم محمدی

و سایر بازیگران از جمله: جمشید هاشم‌پور، حمید جبلی، حسین کسبیان، حمیده خیرآبادی، محبوبه بیات و... .

فیلم، داستان مادرپیری است که درآسایشگاه زندگی می کند وروزهای آخرعمر (که آن را به الهامی متوجه شده است) تصمیم می گیردفرزندانش رادورهم جمع کند.فرزندانی که همه درزندگی به نوعی شکست خورده اند ودرارتباط با هم وخانواده مشکل دارند.حتی ناپسری دارد که به گفته خودش حاصل ازدواج شوهردرایام تبعید(تبعیدبه خاطرتمرد درتیراندازی مسجدگوهرشاد) به سفارش خود مادرهست اونیز می رسد ولی مردی با خصوصیات جنوبی... وسرانجام مادرهمه رابا هم مهربان می کند و باخیال راحت سفرراآغاز می کند....

نام مادردراین فیلم سارا است ولی ظاهرا قراربوده که نام«ایران»راداشته باشد که بنابه ملاحظاتی این نام تغییر می یابدولی اگرشده بود آن وقت چه غوغایی می کرد فراترازمعنای مادر واین مام وطن بود که فرزندانش رادورهم جمع می کردو... اگربه اولین تصویرنگاه کنید حتما نمادایران رابه زیبایی متوجه می شوید.عرض کردم نمادهادرآثار حاتمی  بسیارزیاد ودقیق هستند.

فیلم باصحنه باغ یاحیاط ویلایی(ازعلائق مخصوص مرحوم حاتمی) شروع می شود.باز هم چون بقیه کارها پرازراز ورمز ونماد که بایدبارها دید تا کم کم حساب دستت بیاید.چندکبوتر درصحن بالاتر قراردارند ویک کبوترنیز ازپله های بالاتر به سمت آنها می رود،کبوتردیگری روی یک ویلچرنشسته است وبا حسرت وانتظاربه آن کبوتران نگاه می کند وگاهی نگاهی به عقب دارد.کبوترانی هم که روی نیمکت نشسته اند باحالتی انتظارگونه به آن کبوترروی ویلچرنگاه می کنند گویی این صحنه، تصویری ازسخن مادراست که دریک صحنه می گوید:

وعده دیدار من باعزیزم امشبه .. صدای پای قطار میاد بانگ جرس صدای چاووشی(فایل صوتی را دانلود كنید)

 این صحنه که باموسیقی بسیارزیبای ارسلان خان همراهی می شود نهایت به کبوترانی که بالای دیوار هستند می رسد وسپس وارداتاقی می شود که مادر درآن روی تخت مشغول عبادت است وپنجره ای پرنوردرپشت سرش بازاست وتخت کناری خالی است ویک قرآن روی آن قرار دارد پنجره ای نورانی نیزدرپشت این تخت است که البته پنجره ای بسته است(تصویرزیررانگاه كنید.) ....فکرکنم همین صحنه شروع کافی است تابدانیم که حاتمی چگونه مسافری را درنظردارد وقراراست پرواز تاکجاباشد.

مرغ باغ ملکوتم.....

حیاط خانه نیز که ازخانه های مورد علاقه حاتمی است وپرازشمعدانی ودیگرگل هاست حوضی درمیان دارد(نمادزندگی)که به شکل قلب است وپسر ماه طلعت که دراین حوض مشغول شکارماهی است سبدی به شکل قلب دردست داردودرمیان آن سبدنیز قلبی دیگر...

به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر/ به بند و دام نگیرند مرغ دانا را

یکی ازپسرها به نام غلامرضا مجنون است(افراد مجنون دراکثرفیلم های مرحوم حاتمی حضوردارند ونمادی ازافرادی هستند که زیادبا دنیاقاطی نشده اند وعشق ومحبتشان پاک ومعصومانه است)ونقش آن رااکبرعبدی بازی می کند وشایدبتوان به همراه محمدعلی کشاورز که نقش برادربزرگ رادارد اورابهترین بازیکن این فیلم دانست.صحنه های زیبا وعاطفی که خلق می کند تاتمام وجودانسان راتحت تأثیرقرار می دهد.یکی ازعاطفی ترین و تأثیرگذارترین صحنه ها وقتی است که مادرازآسایشگاه به همراه ماه طلعت به خانه می آید.برادربزرگترکه مشغول نوشتن اطلاعیه پراز پُز و فخرفروشانه ختم است می گوید: «سنجد برو درو وا کن تیروطایفت اومدن.» ولی غلامرضای مجنون ازسبک در زدن می داند که مادر پشت دراست ووقتی که مادروارد می شود پشت چادراورا می گیرد ومی بوید ومی بوسد که بسیارصحنه زیبایی خلق می شود

.یکی هم وقتی که برادرناتنی(هاشم پور) از دردیگر در می زند می گوید: «آقامه... فقط آقام ازاین درمیاد باچکمه وشمشیروعصا... بیچاره پیرشده ازبس که مرده» درحالی که هیچکس دیگری جزاومتوجه نیست که فقط پدرازاین در وارد می شده ومادر روشن ضمیرشان نیز متوجه می شود که این ناپسری است.... وعجب دنیایی دارند غلامرضاومادر

البته اگربخواهیم ازصحنه های زیبای فیلم بگوییم فکرکنم کل فیلم های حاتمی این صحنه هاباشند که همه شاعرانه وباادبیات فاخر می باشدکه البته اوج این ادبیات درفیلم دلشدگان است.سخنان زیبا،عاشقانه وعارفانه مادر اشک رابه چشم انسان می آورد وبه فکرفرو می برد که بااین موجودات عاشق چه کرده ایم؟؟؟؟؟!!!!

توصیه بنده این است که فیلم راتهیه کنید وسعی کنید حتی یک حرف ازدیالوگ ها ویک صحنه ازدکورها ونمادها راازدست ندهید که فکرکنم درفیلم های حاتمی چیز زائدی نمیشه پیدا کرد وهمه به هم ربط دارند.حتمادیالوگ های عامیانه و لمپنی ودرعین حال سخت وسنگین محمدعلی کشاورز را بادقت گوش کنید.

صحنه بالارفتن مادرباچراغ فانوس ازپله ها ونورپردازی این صحنه (که عروج رابه یاد می آورد) رابادقت ببینید مخصوصا که مادر قبل ازآن می گوید که بانگ جرس می آید.

پدرشب قبل از به تبعید رفتن

ازدیگرصحنه ها صحنه ای است که غلامرضاخودرادرجای پدرمی بیند وبعدهم ماشین سواری خیالی به همراه ماه منیروتوصیه هایی به ماه منیر.فکرکنم دیدن این صحنه خیلی تحمل می خواد.(فایل صوتی رادانلود كنید)

والبته اوج زیبایی هنگامی است که مادردراتاق دیگرروحش پرواز کرده وآن راباحرکت زیبای دوربین نمایش می دهند. جای خالی مادر بر روی تخت بی رحمانه ترین فقدان زندگی هر کدام از ماست که مادر مثالیمان را در مادر علی حاتمی می بینیم. هیچ کدام متوجه نشده اند جزغلامرضای مجنون واین کلام غلامرضاست دراین هنگام: «مادرمرد ازبس که جان ندارد»(فایل صوتی باحجم كم رادانلودكنید.)

 واین سخن درهنگام درگذشت مرحوم رقیه چهره آزاد(نقش مادر)تیترروزنامه هاشد

چندتاازدیالوگ های زیبا رادراینجا می آورم.

پدر: وقتی یک زن کدبانو در خانه داری هر چه فقیر باشی توانگری، کدبانوی عاشق نیاز چندانی به رفتن بازار نداره. از برکت دست هایش مطبخ همیشه دایره و از حسن سلیقه اش، سفره، سفره ی ضیافت.

مادر:چشم دروغ گو رسوا است. اما بچه می گه و مادر باور می کنه. برین پسرا پی برادرتون. خدا پشت و پناهتون. کجاست بره گم شده ی این گوسفند پیر صحرا؟ وقت ذبح نزدیکه و قربانی مشتاق و منتظر. برّک پروار من، غلامرضا.

محمدابراهیم:پرهیز مرهیزش می دین که چی؟ خورشید دم غروب آفتاب صلات ظهر نمی شه. مهتابی اضطراریه، دوساعته باتریش ست. حال و وضع ترنجبین بانو عینهو وقت اضافی بازی فیناله، آجیل مشکل گشاشم پنالتیه.گیرم که این جور وجودا موتورشون رولزرویسه، تخته گازم نرفتن سر بالایی زندگی. دینامشون وصله به برق توکل. اینه که حکمتش پنالتیه. یَک شوت سنگین، گله. گلشم تاج گله. قرمزته، آبی آبلیموجات! (دانلود فایل صوتی این دیالوگ زیبا)

جلال الدین:آدم برهنه به دنیا می آد، برهنه هم از دنیا می ره. هر چه سبک بارتر بهتر. دنیا حکم دریا رو داره، زندگی زورق. آب در کشتی هلاک کشتی است. بحری بی جامه، امید نجاتش بیشتره تا مسافر با اثاث.

دانلود چندتا ازدیالوگها:

صحنه ورود ماه منیر ودیالوگ زیباوسنگین محمدعلی كشاورز

جدل محمدعلی كشاورز(محمدابراهیم)بابرادرومادر...ببینیدلذت می برید

دیالوگ زیبای مادر درمورد حركت شبانه به سوی....

درپایان ازاین كه حوصله كردید واین پست رامطالعه فرمودید به شماخسته نباشید می گویم.البته بسیارناقص و كم محتواشایدباشد ولی سخن گفتن درباره مادر وعلی حاتمی كاربزرگان سینما هم نیست چه رسد به .............

منتظرنظرات شما هستم

خسته نباشید

 




طبقه بندی: ادبیات وموسیقی وسینما،
[ شنبه 8 بهمن 1390 ] [ 01:27 ق.ظ ] [ حجت الله عباسی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


هدف ازایجاد این وبلاگ تعامل باهمکاران محترم درتدریس درس عربی ودینی راهنمایی ونیزکندوکاوی درموسیقی وادبیات فاخراست.نام وبلاگ به خودی خودگویای هدف اخیراست.ضمنابرای حفظ دوستی ها قرارداریم واردبحث سیاست نشویم.اكثراوقات باید باوبلاگ باشم ولازم میدونم ازخانم مهربانم كه مشكلات راباصبوری تحمل میكنه تشكركنم.یاحق

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
امکانات وب





Powered by WebGozar

دریافت کد ابزار آنلاین