تبلیغات
پیام نسیم - تقدیم به سعدی-من امشب بهشت را حس کردم

به نام محول الحول والاحوال

امروز عجیب هوایی داشت فسا. عصری با دوستان زدیم به باغ و دشت و عکس های این پست ازامروزه واز بهار نارنج های فسا که من ازتنفس ودیدنشون سیر نمیشم. سرشب نم بارونی هم زد وآخرای شب بود که برای استفاده ازاین هوا زدیم به کوچه وخیابون.وصفش که نمی تونم بکنم فقط همین قدر بگم که بوی خوش بهارنارنج وسخن سعدی وهمایون شجریان که می خواند:

در این روش که تویی گر به مرده برگذری/عجب نباشد اگر نعره آید از کفنش

نعره من و آقا رضا هم برآمده بود فقط مهر بود بردهانمان و....

ادامه مطلب یا همین جا را کلیک کنید.

زجمت این عکس راآقامحسن،برادرزاده هنرمندواهل ذوقم کشیده اند

منو برد به یه عالم دیگه و چه عالمی زیباتر از دنیای شورانگیز سعدی وتصمیم گرفتم که وقتی برگشتم حس وحال این شب رؤیایی رابا دوستانم مخصوصا اونها که ازاین بهشت فاصله دارندتقسیم کنم وبه آن ها بگویم که من بهشت را دیدم وحس کردم.

واین پست رابه نام سعدی بنویسم خصوصا که چندروز دیگه بزرگداشت سعدی هم هست.من که دیگه طاقت ندارم باید ازفرصت استفاده کنم برای استشمام رایحه عشق برمزار آن مرد بزرگ

زخاک سعدی شیراز بوی عشق آید/هزارسال پس ازمرگ وی گرش بویی

نه پنج روزه عمرست عشق روی تو ما را/وَجَدتَ رائحةَ الوُدِّ اِن شَمَمتَ رُفاتی

درمورد بزرگ مردی چون سعدی،بسیارگفته اند ونوشته اند وهرکس ازظن خود،یاراین بزرگ مرد جهان ادب وغزل وحکمت وسخنوری شده است.گفته ها ونوشته ها وشنیده ها وصف سعدی بزرگ است نه تعریف آن قله رفیع عشق وسخنوری والبته آنان که گفته اند یانوشته اند ازدور دستی بر آتش دل سعدی داشته اند

برآتش دل سعدی کدام دل که نسوخت/گراین سخن برود درجهان، نماندخام

 وبنده برآن نیستم که دروصف سعدی چیزی بنویسم چون حتی از دور دور نیز دستی برآن شعله جاودانه سوز ندارم فقط همین را می دانم که گرمای خفیفی از عشق شورانگیزآن قافله سالار مودت وعشق گه گاهی سوزی می دهد که تحمل ناپذیراست.

شاید این پرسش برای دوستان پیش بیاید که چگونه می شود که یک انسان زمینی این گونه قله های شوروشیدایی را درنوردد وسخنی برزبان آورد که اگرنگوییم اعجازاست ولی هیچ ازاعجاز کم ندارد؟

خمیرمایه شوروعشق را خداوند در ازل دروچود همه ما به امانت گذاشت و این صفت خدایی فقط به انسان رسید وشاهدقرآنی آن این آیه قرآن کریم است:(احزاب آیه73)

إِنَّا عَرَضْنَا الأمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإنْسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولا

وخواجه شیراز حضرت حافظ درهمین باب می فرماید:

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد/عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

جلوه‌ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت/عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد

این عشق را همه بالقوه داریم ولی به فعلیت رساندن آن زمینه هایی در درون وبرون می خواهد که ازدرون سخن گفتن کار اهل دل است نه کار کسی مثل بنده

حال، هوایی را درنظرآوریم که سعدی درآن نشو ونما کرد.هوای شیرازخصوصادربهاربدون اغراق اگر حتی اندکی صاحب دل باشی زمینه ای بس مناسب برای شوروشیدایی است:

سعدی بزرگ فرماید:

خوشاتفرج نوروز خاصه درشیراز/که برکند دل مرد مسافرازوطنش

یا

باد بوی سمن آورد وگل ونرگس وبید/به چه رونق دردکان بگشاید عطار

یا

صوفی از صومعه گو خیمه بزن در گلزار/ که نه وقتست که در خانه بخفتی بیکار

 بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق/نه کم از بلبل مستی، توبنال ای هشیار

یا

آدمیزاده اگردرطرب آید نه عجب/سرو درباغ به رقص آمده وبید وچنار

وشواهدی ازاین دست درسخن ایشان کم نیست

یاشواهدی درسخن لسان الغیب حافظ:

ز رکنابادماصدلوحش الله/که آب خضرمی بخشد زلالش

شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم/عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است

دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس/نسیم روضه شیراز پیک راهت بس

به شیراز آی و فیض روح قدسی/بجوی از مردم صاحب کمالش

اگر چه زنده رود آب حیات است/ولی شیراز ما از اصفهان به

اگر دراین ایام دراستان فارس خصوصا در شیرازیاشهرهایی مثل فسا وجهرم وداراب باشید دقیقا می توانید این سخن جنابان سعدی وحافظ را لمس کنید چون بهشتی ازآسمان برزمین فرود آمده وچنان بوی بهار نارنج ومرکبات وگل های بهار،فضا راعطرآگین نموده که حتی بی احساس ترین افراد رابه وجد وشور آورده است. (مخصوصا عطر بهارنارنج فسا)

نیازی نیست که برای استفاده از عطرهوا به باغ وبوستان بروی چون هوا در نُه توی پستوی خانه ها نیز عطرآگین ومست کننده است وفقط کافی است دمی با طبیعت هم دل وهم راز شوی.دقیقااین بیت توصیف هوای امروزفارس است بدون اغراق

باد بوی سمن آورد وگل ونرگس وبید/به چه رونق درِ دکان بگشاید عطار

سعدی در چنین هوایی البته با حسی سرشار ازعشق وشور ونهادی پاک رشد کرد وتوانست قله هایی را درعشق طی کند که لااقل فکر هیچ انسان زمینی به آن قله ها نرسیده و به قول یکی ازبزرگان،حتی حافظ بزرگ هم این را به خوبی تشخیص داد وراهی دیگربرگزید چون می دانست راه عشق وشیدایی را سعدی به تمام پیموده است وچیزی برای پیمودن نگذاشته است. به نظربنده که شاید درجایی دیگر هم عرض کرده باشم برای رسیدن به سرزمین زیبای عشق عرفانی حافظ،راهی جز عبور ازسرزمین عشق انسانی سعدی وجود ندارد.بماند که ما متاسفانه شناخت درستی از سعدی و سخنان شیرین او نداریم.

انشاالله دوستانی که این پست را مطالعه می فرمایند بیشتر به این مسأله بپردازند وبیش ازپیش با زیبایی های سخنان عاشقانه این خداوندگار سخن وحاکم بلامنازع سرزمین عشق وغزل مأنوس باشند.

این هم یه جفت شقایق زیبای بهاری

قدیم ترها به گل شقایق می گفتیم گل چشم درد،کسی میدونه چرا؟




طبقه بندی: ادبیات وموسیقی وسینما،

تاریخ : جمعه 25 فروردین 1391 | 02:34 ق.ظ | نویسنده : حجت الله عباسی | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.