تبلیغات
پیام نسیم - عیب رندان مکن-حافظ وشجریان

به نام خدا

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت/که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش/هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست/همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها/مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت

ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل/تو پس پرده چه دانی که، که خوب است و که زشت

نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس/پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت

حافظا روز اجل گر به کف آری جامی/یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت

دراین پست یک اجرای خصوصی ازاستاد شجریان ومرحوم استاد مشکاتیان درتاریخ 9/9/1363 در دره شیر در کوه های اطراف کرمان راانتخاب نموده ام که حتمااین انتخاب دلیلی دارد.دیشب اتفاقی افتاد که ذهنم یک سررفت سراغ دوغزل ازحضرت حافظ وهردو دریک باب. انشاالله آن یکی هم درفرصت مناسب تقدیم می کنم.نخست نگاهی می اندازیم به محتوا ومفهوم این غزل ودرنهایت هم، آواز زیبای این اجرای خصوصی

ادامه مطلب راکلیک کنید

نگاهی می اندازیم به کلمات کلیدی این غزل که البته کلمات کلیدی دیوان حضرت لسان الغیب هم هستندوفهم این کلیدها مارابه گنج خانه اسرار خواجه نزدیک تر می کند.(البته شایددرپستی دیگرهم اشاره کرده باشم)

1-«رند» :رند معمولادراصطلاح ما به افراد زیرک وگاهی حقه باز وزرنگ گفته می شود.اماجناب حافظ این کلمه رادرمعنی دیگری به کارمی برد که خودش این معنی راساخته است وازابداعات ایشان است.درمکتب حافظ معمولا «رند» دربرابر اشخاصی مثل زاهد قرار می گیرد.زاهد همیشه دربرابر مزد طاعت وعبادت می کند ومواظب است که کاری نکند که عبادت وطاعتش بی اجرشود وازبین برود ولی دربرابر زاهد،رندکسی است که به هیچ دلبستگی ندارد وبه قولی به هیچ پایبند نیست ودنیاوآخرت وهرچه درآنهاست را رها کرده است وتمام وجودش درگرو عشق ومی ومیخانه است وباوضوی در چشمه عشق بر دنیاوآخرت چارتکبیر زده یعنی همه را یکجا رها کرده است.والبته همانطور که در پست های قبلی اشاره شد حافظ نه تنها فلسفه وجودی انسان،بلکه فلسفه آفرینش را عشق می داندوبس:

(اینجاراببینید)

طفیل هستی عشقند آدمی و پری/ارادتی بنما تا سعادتی ببری

بکوش خواجه و از عشق بی‌نصیب مباش/که بنده را نخرد کس به عیب بی‌هنری

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد/عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

جلوه‌ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت/عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست/که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق/چارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست

واین هم یک تایید بر مطالب فوق:

جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی/که سلطانی عالم را طفیل عشق می‌بینم

والبته ازاین دست بسیاراست.

پس رندکسی است که هیچ چیز جزساقی ورضای او وشراب عشق اورانخواهدحتی بهشت ونعمات آن را (آیه 22شوری 9توبه)

2- زاهد:نقطه مقابل رند، دقیقا شخص زاهد است که هرعمل را به امید اجروپاداش وثواب آن انجام می دهد وبه قول امام علی(ع)عبادتش ازنوع عبادت تجاروبازرگانان است.زاهد چون خودرا عابد ومطیع اوامرالهی می داند درنتیجه دیگران را که درظاهر، عملی مثل او ندارند را در دل یا به زبان سرزنش می کند وهمیشه به نوعی دلسوزی همراه با ملامت برای اینها دارد وبه دیده حقارت در دیگران می نگردزاهد بهای عبادتش بهشت است ولی بهشتی که رضوان نیست.زاهد ممکن است مصادیق زیادی داشته باشد که البته ممکن است این مصادیق دروهله اول،چندان ربطی به هم نداشته باشند ولی درخصوصیات فوق الذکر با هم مشترک هستند.

اولین مصداق زاهد،فرشتگان هستند که به عبادت خود غره شدندو به خداوند اعتراض کردند که ما که توراتسبیح می کنیم پس این آدم خون ریز رابرای چه آفریدی؟وباچشم حقارت به انسان نگریستند وخداوند فرمود من چیزی را می دانم که شما نمی دانید(آیه 30سوره بقره)که ازدیگرابیات این غزل هم بر می آید که حافظ نظری به این دسته اززاهدان داشته است.آن جا که این اعتراض رابه یاد فرشتگان می آورد که شمافقط معترض من نیستید بلکه یادتان باشد که درروز ازل هم شمامعترض بودید وحال هم مرا ازآن سابقه می ترسانید.من فرزند همان پدرم پس نصیحت واعتراض بس است.

ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل/تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت

مصرع دوم بیت بالا،سخت مرابه یاد آیه 30سوره بقره می اندازد.

نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس/پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت

وچون قبلادراین باره مفصل نوشته ام ازتکرارخودداری می کنم.

دومین مصداق برای زاهد،هر زاهد عابدی است که درجامعه زمان حافظ یاجامعه ما وجود دارد.آنانی که چون نماز می خوانند واهل مسجدهستند وبه جاهایی ظاهرا مذهبی رفت وآمدمی کنند،به چشم حقارت دردیگران نگاه می کنند والبته نیاز به بازکردن بیشترنیست.این تیپ افراد بنابه دلایلی درزمان حضرت حافظ بسیاربوده اند بنابه دلایلی که عرض خواهم کرد.

سومین مصداق برای زاهد،حاکم زمان ایشان بوده است.مبارزالدین محمد ومادرش افرادی بودند درظاهرزاهد وبسیارریاکار که هرمخالفتی راباحربه تکفیر وتفسیق پاسخ می دادند وجناب حافظ باشجاعت تمام درمقابل این شخص ایستاد وحتی گفته های پستوخانه های مردم درباره این زاهدریایی را علنا رودررو بیان کرد.

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید/شرمنده ره روی که عمل بر مجاز کرد

ای کبک خوش خرام کجا می‌روی بایست/غره مشو که گربه زاهد نماز کرد

زاهد چو از نماز تو کاری نمی‌رود/هم مستی شبانه و راز و نیاز من

فکرکنم سیراین غزل باروشن شدن این دوکلید واژه تاحدودزیادی مشخص گردید.واین هم چندبیت دیگر درتقابل زاهد ورند

حافظ مکن ملامت رندان که در ازل/ما را خدا ز زهد ریا بی‌نیاز کرد

نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ/طریق رندی و عشق اختیار خواهم کرد

چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را/سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا

حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود/ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

راز درون پرده ز رندان مست پرس/کاین حال نیست زاهد عالی مقام را !!!!!!!!!!

حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی/دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

مکن به چشم حقارت نگاه در من مست/که آبروی شریعت بدین قدر نرود

امیدوارم دوستانی که دستی وتخصصی درادبیات خصوصا ادبیات عرفانی حافظ دارند این مبحث را مورد نقادی قرار دهند.

ودرپایان هم اجرای خصوصی ماهور باسه تار مرحوم مشکاتیان وآواز استادشجریان در دل کوه های کرمان که درآخر اگرتوجه کنید صدای حرکت آب هم مشخص است.این را گفتم تا عرض کنم که توقع یک ضبط استودیویی را کناربگذارید.نه ازنظر اجرا بلکه فقط ازنظر نحوه صدابرداری.

خودتان دانلود کنید ولذت ببرید

اینم یه لینک از خواندن این غزل در مراسم بزرگداشت حافظ درفسا توسط آقای دادور.مهرماه 1390 البته با کیفیت پایین آپ کردم که قابل دانلود باشه

دریافت این فیلم

پست مربوط به بزرگداشت حافظ مهر1390




طبقه بندی: ادبیات وموسیقی وسینما،
برچسب ها: اجرای خصوصی، ماهور، استادشجریان، استادمشکاتیان، کرمان،

تاریخ : پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 | 10:24 ق.ظ | نویسنده : حجت الله عباسی | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.