تبلیغات
پیام نسیم - 3دوبیتی ویک غزل ازاستادجعفری«سها»

به نام خدا

چندروز قبل که خدمت استاد بودم ازایشون اجازه گرفتم که گاهی چیزهایی رااز وبلاگشون سرقت کنم!! وتقدیم همراهان پیام نسیم نمایم والبته ایشان تشکرویژه ای داشتند ازمحبت های دوستان پیام نسیم که با پیام های خود استاد را مورد لطف قرار داده اند وبنده هم ازطرف همه دوستان ازغزلیات ورباعی ومثنوی ها وطبع لطیفشان تشکر نمودم.

این دوبیتی ها وغزل هم ره آورد آن ساعت خوش تقدیم به همه دوستان از کتاب یک کوچه نگاه که البته با خط زیبای استاد آوند هم نوشته شده است.

 

برگی ازکتاب یک کوچه نگاه به خط استادآوند

افسانه شدن سر جنون می خواهد

بد نامی و بخت واژگون می خواهد

خون شو دل من که در تماشاگه عشق

معشوقه دلش همیشه خون می خواهد

ادامه مطلب راکلیک کنید.

با هرچه بدم ز آب و خاک و رگ و پوست

چون چشم شدم که بنگرم جلوه ی دوست

تا رخ بنمود بی خود از خویش شدم

دیدم نه منم  هر آنچه هستم همه اوست

**

یارم نه مرا جنون کرامت می کرد

نه طاق فلک اسیر قامت می کرد

وصفم به حقیقت کمالش نرسید

در حسن و فسونگری قیامت می کرد

غزل طلوع پنجره ها ازغزلیات منتشرنشده استادجعفری

کسی به شهر من آمد شبی صدایم کرد

تمام دل شد و بی تاب لحظه هایم کرد

منی که از سخن عشق طفره می رفتم

مرا شنید و به عاشق شدن رضایم کرد

اگر چه گفت فقط یک دو بیتی از چشمش

هزار بال کبوتر پر از رهایم کرد

چو دید واژه به واژه به نام او هستم

لبش گزید و صمیمانه امضایم کرد

هنوز رمز الفبای او نمی دانم

عجیب مثل نگاهش غزلسرایم کرد !

نبود یک سر سوزن به گفته اش تردید

برای کوچه و بازار خوب معنایم کرد

به باغ خانه «سها» او بلاکشی می خواست

همین همین که مرا برد و رو نمایم کرد




طبقه بندی: ادبیات وموسیقی وسینما، استاد جعفری(سُها)،
برچسب ها: سها، غزلیات، استاد جعفری،

تاریخ : شنبه 22 مهر 1391 | 12:53 ق.ظ | نویسنده : حجت الله عباسی | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.