به نام خدا

دلیل این که باز هم سراغ جمله فعلیه رفتم این است که درچندروز گذشته برخی همکاران ومدیران وبلاگ های درسی درباره جمله فعلیه سؤال داشتند. مضاف براین که یک پست تکراری برروی بسیاری از وبلاگ ها (ازیک منبع)درباره جمله فعلیه قرار گرفته که خالی از نقص وایراد نیست.

امروز هم جلسه گروه آموزشی بود که دراین باره بحث شد وفکر کنم این بحث مختصر، بسیاری از ابهامات را برطرف نمود.این مطلب برای بحث درکلاس درس نیست و برای رفع ابهامات آورده شده است تا همکاران محترم بادید دقیق وارد این مبحث شوند.

دراین پست جمله فعلیه برای اطلاع همکاران آورده می شود وانشاالله همکاران محترم حتما درنقد آن کوتاهی نخواهند کرد.

ادامه مطلب را کلیک کنید

جمله فعلیه

درتعریفی که درکتاب سوم ونیز اول دبیرستان، از جمله فعلیه آمده است اشکالی وجود دارد وتعریف، جامع ومانع نیست. فقط شامل جملاتی می شود که فاعل آنها اسم ظاهر است وهیچ حرف یا کلمه پرسشی نیز درابتدای آن نیامده است واین امر برای همکاران ودانش آموزان اشکالاتی را به وجود می آورد وبعضا سؤال می کنند که اگر کلمه پرسشی برسر جمله آمده باشد آیا باز هم آن جمله فعلیه است یااسمیه؟آیا جملاتی مانند ایاک نعبد، هل تذهب الی المدرسة؟، کیف جلست فی الصف؟ مَن تخرج من البیت؟ متی تسرح الاغنام؟ لماذا تبکی؟ مَن رایتَ فی الزقاق؟ ماذا وجدتَ فی الطریق؟ و.. اسمیه هستند یافعلیه؟

باتوجه به تعریف کتاب حق هم هست که درشناخت این جملات دچار مشکل شویم.

تعریف مناسب:

جمله فعلیه، جمله ای است که از دوبخش اصلی فعل وفاعل(یافعل ونائب فاعل) تشکیل می شود.(دقت شود که گفتیم دوبخش اصلی والبته ممکن است که بخش های فرعی ومکمل هم داشته باشد ولی اصل، همین دوبخش است)

فاعل برسه نوع می باشد(البته بیش از سه نوع می باشد ولی فعلا ما دردوره راهنمایی ودبیرستان به بیش ازاین نیاز نداریم.)

1- فاعل اسم ظاهر: یشکرالصالحون ربهم- ذهب التلامیذ الی المدرسة- جاء شقیق عارضا رمحه – عرفت التلمیذات حق معلمتهُنَّ- فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ الرَّوْعُ وَجَاءَتْهُ الْبُشْرَى...( الصالحون- التلامیذ- شقیق- التلمیذات- الروع- البشری) که همگی مرفوع هستند ودر الصالحون اعراب رفع، نیابی و در البشری، اعراب تقدیری است.)

2- فاعل ضمیر بارز(ضمیرمتصل مرفوع): قَالُوا اَتَعْجَبِینَ مِنْ اَمْرِ اللَّهِ (واو درقالوا و «ی» در تعجبین)- فَلَمَّا جَاءَ اَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِیَهَا سَافِلَهَا وَاَمْطَرْنَا عَلَیْهَا حِجَارَةً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ (»نا» در جعلنا و امطرنا) (سوره هود آیات73و82)

که دراین موارد (و-ی-نا)فاعل ومرفوع هستند محلاً

فاعل ضمیرمستتر: قَالَتْ یَا وَیْلَتَا اَ اََلِدُ وَ اَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِی شَیْخًا- وَإِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ- قَالَ ارْجِعْ إِلَى رَبِّكَ- إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ..( ضمائر مستتر هی درقالت- انا در الد- هو در قال و یُذهِبَ- انتَ در ارجع فاعل وهمگی مرفوع محلاً)

فارغ ازاین که این افعال درکجای جمله قرار گرفته اند،به همراه فاعلشان جمله فعلیه راتشکیل می دهند.:

فاعل اسم ظاهر: یشکرالصالحون/ذهب التلامیذ /جاء شقیق /عرفت التلمیذات/ذَهَبَ الرَّوْعُ/جَاءَتْ الْبُشْرَى/ جَاءَ أَمْرُ/ یُرِیدُ اللَّهُ

فاعل ضمیربارز: أَتَعْجَبِینَ /قَالُوا /جَعَلْنَا /َأَمْطَرْنَا /اعْبُدُوا

فاعل ضمیرمستتر: قَالَ /ارْجِعْ /لِیُذْهِبَ/ قَالَتْ / اَلِدُ /قَالَ

ضمیرهای منفصل منصوب که همیشه هم برفعل مقدم می شوند همیشه مفعول به ومنصوب هستندودربرخی مواقع هم که درجمله غیرفعلیه قرار می گیرند ومفعول به نیستند باز هم منصوبند به اعتبار یک فعل مقدر که جای بحث این باب دراینجا نیست.

اگرکلمه پرسشی کیف برسرفعل بیاید، حال است.

اگرکلمه پرسشی اَینَ یا متی باشند،ظرف مکان و زمان ومنصوب می باشندمحلاً

اگر مَن وما برسر فعل بیایند دوحالت دارد:

الف) اگرفعل لازم باشد، مَن و ما قطعاًمبتدا هستندومرفوع محلا وآن فعل بافاعلش، جمله فعلیه است وخبر،مرفوع محلا مانند: مَن جاءَ؟ مَن خَرجوا؟

ب) اگرفعل متعدی باشد، آن کلمات مفعول به هستند ومنصوب محلا: ما رایتَ؟من رایتم؟(نکات قابل توضیح دیگری هم دراین مورد هست که فعلا جای بخث نیست)

ایاک نعبد(ایاک مفعول به منصوب محلا) هل تذهب الی المدرسة؟(هل حرف است ونقشی ندارد) کیف جلست فی الصف؟(کیف حال منصوب محلاً) مَن رایتَ فی الزقاق؟(من مفعول به ومنصوب محلا) ماذا وجدتَ فی الطریق؟(ماذا مفعول به ومنصوب محلا) مَن تخرج من البیت؟(من مبتدا مرفوع محلا) متی تسرح الاغنام؟(متی ظرف زمان ومنصوب محلا) لماذا تبکی؟(لماذا جارومجرورمحلا)

جملات بالا به جز جمله (مَن تخرج من البیت؟) همگی جمله فعلیه هستند. پس می بینیم که جمله فعلیه با تعریف جمله ای که با فعل شروع می شود چندان سازگاری ندارد.

 

اگر که دراین مبحث، ابهامی وجود دارد، لطف نموده ودربخش نطرات این پست بفرمایید تا باتوضیحات بیشتر رفع ابهام گردد.

 

استفاده ازاین مطلب در وبلاگ های همکاران با ذکر منبع ولینک ان بلااشکال است

 

این چند مبحث را هم درارتباط بااین مطلب ببینید

 

جمله اسمیه وفعلیه

 

انواع اعراب

 

معرب ومبنی

 

مبتدا وخبر

 

 

 

اِن اُریدُ الا الاصلاحَ ما استَطَعتُ وما توفیقی الا باللهِ عَلیهِ تَوَکَّلتُ واِلَیهِ اُنیبُ




طبقه بندی: مباحث زبان عربی،
برچسب ها: جمله فعلیه، قواعد زبان عربی، عربی، جمله، عربی دبیرستان،

تاریخ : چهارشنبه 28 فروردین 1392 | 01:10 ق.ظ | نویسنده : حجت الله عباسی | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic